الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

89

الغدير ( فارسى )

ابو بكر جعابى در نخب المناقب به اسناد خود حديث غدير خم را از او روايت كرده است . 13 - اسعد بن زرارهء انصارى . ابن عقده در حديث الولاية از محمّد بن فضل بن ابراهيم اشعرى ، از پدرش ، از مثنّى بن قاسم حضرمى ، از هلال بن ايّوب صيرفى ، از ابو كثير انصارى ، از عبد اللّه بن اسعد بن زراره ، از پدرش اسعد بن زراره حديث غدير را از رسول خدا روايت نموده « 1 » و ابو بكر جعابى در نخب و ابو سعيد منصور سجستانى در كتاب الولاية « 2 » از ابو الحسن احمد بن محمّد بزاز صينى به املاء او در ماه صفر سال 394 ضبط نموده كه گفت : ابو العباس احمد بن سعيد كوفى حافظ در سال 330 حديث نمود و ابو الحسن محمّد بن محمّد بن على شروطى به ما خبر داد و گفت كه ابو الحسين محمّد بن عمر بن بهته و ابو عبد اللّه حسين بن هارون بن محمّد قاضى صينى و ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد اكفانى قاضى گفتند : احمد بن محمّد بن سعيد به ما خبر داده گفت : محمّد بن فضل بن ابراهيم اشعرى براى ما حديث نمود تا آخر سند مذكور كه ابن عقده آورده است . شمس الدين جزرى نيز نامبرده را در شمار راويان حديث غدير از صحابه ذكر نموده است . « 3 » 14 - اسماء بنت عميس خثعميّه . ابن عقده در حديث الولاية به اسناد خود از او روايت نموده است . 15 - ام سلمه ، همسر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله . ابن عقده از طريق عمرو بن سعيد بن عمرو بن جعدة بن هبيره از جدّش از ام سلمه روايت كرده كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم دست على عليه السّلام را گرفت و او را بلند نمود تا به حدى كه سفيدى زير بغل او را ديدم . آنگاه فرمود : هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست . سپس فرمود : اى مردم ، من دو چيز گران و نفيس در ميان شما به جا

--> ( 1 ) . ر ك : كتاب اليقين ، باب سى و هفتم . ( 2 ) . اين حديث را ابن طاوس در اليقين و ابن حاتم در الدرّ النظيم فى الائمة اللهاميم از او حكايت كرده‌اند . ( 3 ) . أسنى المطالب 4 .